حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 25
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مذهب هرشهرى ربّ النّوع يا بقول سومريها خدائى داشته و در نظر اهالى هرشهر ارباب انواع ساير شهرها در رتبه پائينتر از ربّ النّوع شهر آنها بودند باوجوداين سه ربّ النّوع بزرك را همه مىپرستيدند : 1 - آنُو ( آقاى آسمان ) 2 - اآ ( صاحب درّه عميق ) 3 - بِل ( ربّ النّوع زمين ) غير از اينها بگروهى از ارواح بد و عفريتها و جنها معتقد بودند و براى اينكه از شرّ آنها محفوظ بمانند قربانى ميكردند و نياز و تقديمى ميدادند مجسّمه ارباب انواع را ميساختند و ميپرستيدند خدايان در نظر آنها داراى صفاتى بودند مانند صفات انسانى از غضب و سفّاكي و قساوت و شهوت و غيره معابد را از خشت مىساختند و محراب را در رأس آن قرار ميدادند كهنه نفوذ بسيار داشتند و ميگفتند كه خدايان مانند شاهان در ميان تجمّلات و فراوانى زندگانى مىنمايند از اين جهة معابد پر بود از خزاين و ذخاير و انبارهاى غلّه و حبوبات و امتعه گوناگون گاهى تجارت را منحصر بمعبدى ميكردند مثل اينكه ارباب انواع تاجر يا ملّاك نيز ميباشند رئيس شهر را پاتسى مىناميدند و عقيده داشتند كه پاتسىها امور شهر را موافق ميل خداها اداره ميكنند بنابراين پاتسىها يك نوع پادشاهان محلّى بودند كه امور مذهبى و كشورى و لشگرى را در دست داشتند نشئه بعد از مرگ در نظر سومرىها خيلى تيره و تاريك بود زيرا عقيده داشتند كه انسان بعد از مرگ جز درد و محن و گرسنگى و تشنگى چيزى نخواهد يافت با اين نظر سومرىها اتّصالا براى سلامتى و حفظ خانواده دعا ميكردند و نياز ميدادند زبان سومرىها بزبانهاى تورانى آلتائى يا اورال و آلتائى نزديك است خطّ سومرى خطّ ميخى است و سومرىها را مخترع اين خطّ ميدانند سومريها خانههاى خود را در ابتداء از نى ميساختند بعد كه ترقّى كردند خشت به كار ميبردند .